X
تبلیغات
رایتل

شعر در مورد مرگ پدر

شنبه 1 مهر 1396 ساعت 18:52

شعر در مورد مرگ پدر

شعر در مورد مرگ,شعر در مورد مرگ فرزند,شعر در مورد مرگ مادر,شعر در مورد مرگ خواهر,شعر در مورد مرگ جوان,شعر در مورد مرگ پدر,شعر در مورد مرگ دوست,شعر در مورد مرگ عزیز,شعر در مورد مرگ انسانیت,شعر در مورد مرگ فرزند پسر,شعری در مورد مرگ فرزند,شعر در مورد فوت فرزند,شعر درباره مرگ فرزند,شعر در مورد سالگرد فوت فرزند,شعر در باره ی مرگ فرزند,شعری در باره ی مرگ فرزند,شعر حافظ درباره مرگ فرزند,شعر در مورد مرگ مادر بزرگ,شعری در مورد مرگ مادر,شعر در مورد فوت مادر,شعر در مورد درگذشت مادر,شعر در مورد فوت مادر بزرگ,شعر درباره مرگ مادر,شعری در مورد فوت مادر,شعری در مورد درگذشت مادر,شعری درباره مرگ مادر,شعر در باره مرگ خواهر,شعری در مورد مرگ خواهر,شعر در مورد فوت خواهر,شعر زیبا در مورد مرگ خواهر,شعری در باره مرگ خواهر,شعر در مورد خواهر فوت شده,شعر درباره فوت خواهر,شعر در مورد مرگ جوان ناکام,شعر در مورد مرگ دختر جوان,شعر در مورد مرگ پسر جوان,شعر زیبا در مورد مرگ جوان,شعر کوتاه در مورد مرگ جوان,شعری در مورد مرگ دوست جوان,شعر درباره مرگ جوان ناکام,شعری درباره مرگ جوان,شعر در مورد جوان مرگ شدن,شعر در مورد مرگ پدربزرگ,شعر در مورد مرگ پدر و مادر,شعری در مورد مرگ پدر,شعر در مورد درگذشت پدر,شعر در مورد فوت پدربزرگ,شعر در باره مرگ پدر,شعر در مورد فوت پدر شهید,شعر در مورد فوت پدر و مادر,شعری در مورد فوت پدر,شعر در مورد مرگ دوستان,شعر کوتاه در مورد مرگ دوست,شعری در مورد مرگ دوست,شعر در مورد فوت دوست,شعر در باره مرگ دوست,شعری در مورد فوت دوست,شعر زیبا در مورد مرگ دوست,شعر نو در مورد مرگ دوست,شعر در مورد مرگ عزیزان,شعر در مورد مرگ عزیزی,شعر نو درباره مرگ عزیز,شعری در مورد مرگ عزیزان,شعر در مورد فوت عزیزان,شعر در مورد فوت عزیز,شعر در مورد مرگ عزیز,شعری در مورد مرگ عزیزان,شعر درباره مرگ انسانیت,شعری در مورد مرگ انسانیت,شعر در وصف مرگ مادر,شعر در وصف مرگ مادربزرگ,شعری در وصف مرگ مادر,شعر در وصف فوت مادر,اشعار در وصف مرگ مادر,شعر در وصف درگذشت مادر,شعر در وصف فوت مادربزرگ,شعری در وصف فوت مادر,شعر زیبا در وصف مرگ مادر,شعر در وصف مادر فوت شده,شعر در وصف مرگ,شعر در وصف مرگ پدر,شعر در وصف مرگ عزیز,شعر در وصف مرگ برادر,شعر در وصف مرگ جوان,شعر در وصف مرگ عمو,شعر در وصف مرگ دوست,شعر در وصف مرگ جوان ناکام,شعر در وصف مرگ پدر بزرگ,شعری در وصف فوت پدر,شعری در وصف مرگ پدر,شعر در وصف فوت پدر,شعر در وصف فوت پدر بزرگ,اشعار در وصف مرگ پدر,شعری در وصف فوت پدر,شعر در وصف پدر فوت شده,شعر به وصف مرگ پدر,شعر در وصف مرگ عزیزان,شعر در وصف فوت عزیز,شعری در وصف مرگ عزیز,شعر زیبا در وصف مرگ عزیز,شعری در وصف مرگ دوست,شعری در وصف مرگ مادربزرگ,شعری در وصف فوت مادربزرگ,شعری در وصف مرگ برادر,شعر در وصف فوت برادر,شعر در وصف برادر فوت شده,اشعار در وصف مرگ برادر,شعری در وصف فوت برادر,اشعار در وصف فوت برادر,اشعار در وصف مرگ جوان,شعر در وصف فوت جوان,شعر در وصف جوان فوت شده,شعر در وصف مرگ دختر جوان,شعر در وصف فوت عمو,شعر در وصف فوت دوست

شعر در مورد مرگ

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد مرگ برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

اگر قرار باشد

قبل از مردنِ تو بمیرم

وقتی که از مرگ

بیدار شوی

خودت را در آغوش من

می‌بینی

و من تو را می‌بوسم

و گریه می‌کنم

شعر در مورد مرگ

عشق شبیه مرگ است

اما همیشه شبیه بهار از راه می رسد

ابتدا

از فرق سر تا نوک پا شکوفه می زنی

بعد

همچون برگهای پاییزی فرو می ریزی

شعر در مورد مرگ فرزند

گفت

منتظرم باش برمی گردم

من

منتظر نماندم

او

هم نیامد

و این مرگی بی جنازه بود

شعر در مورد مرگ مادر

نه مرگ ، بی نفس ماندن است

و نه زندگی ، تمامی نفس گرفتن

بلکه زندگی ، یافتن عشق در دیگریست

تا عمر را به یادش صرف کنی

شعر در مورد مرگ خواهر

روزی گفتیم

فقط مرگ می تواند

ما را از یکدیگر جدا کند

مرگ دیر کرد

و ما از یکدیگر جدا شدیم

شعر در مورد مرگ جوان

با مرگ هر انسانی

نخستین برف

نخستین بوسه و

نخستین دعوا هم میمیرند

آدم ها نمی میرند

دنیاها در آنها می میرند

شعر در مورد مرگ پدر

 مرگ نفس است در تجلی

مرگ جعلست در عبربیز

شعر در مورد مرگ دوست

 مرگ حیاتست و حیاتست مرگ

عکس نماید نظر کافری

شعر در مورد مرگ عزیز

 از غم دلدار زارم، مرگ به زین زندگی

وز فراقش دل فگارم، مرگ به زین زندگی

شعر در مورد مرگ انسانیت

 مادر ار گوید ترا مرگ تو باد

مرگ آن خو خواهد و مرگ فساد

شعر در مورد مرگ فرزند پسر

 کوشم بزندگی و ننالم بگاه مرگ

زین زندگی و مرگ که بودست شرمسار

شعری در مورد مرگ فرزند

 فراموش کردی مگر مرگ خویش

که مرگ منت ناتوان کرد و ریش

شعر در مورد فوت فرزند

 مکن شادمانی به مرگ کسی

که دهرت نماند پس از وی بسی

شعر درباره مرگ فرزند

 گر حیات جاودان بی عشق باشد مرگ باشد

لیک مرگ عاشقان باشد حیات جاودانی

شعر در مورد سالگرد فوت فرزند

 رسول گفت که با خواب، مرگ هم پدرست

به اختیار مکن مرگ اختیار مخسب

شعر در باره ی مرگ فرزند

 مرگ است چاره زندگی ناگوار را

جز مرگ اگر تو چاره گری یافتی بگو

شعری در باره ی مرگ فرزند

 چون مرگ در رسید مقامات خوف رفت

وز بیم مرگ لرزه بر اعضا دراوفتاد

شعر حافظ درباره مرگ فرزند

 من نبرم ز سرخوشان خاصه از این شکرکشان

مرگ بود فراقشان مرگ که را بود هوس

شعری در مورد مرگ مادر

 ز مرگ خویش شنیدم پیام عیش ابد

زهی خدا که کند مرگ را پیمبر عیش

شعر در مورد فوت مادر

 رو به رو با مرگ کردم حرب ها

تا ز عین مرگ من خرم شدم

شعر در مورد درگذشت مادر

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

شعر در مورد فوت مادر بزرگ

من نمی خواهم که بعد از مرگ من افغان کنند

دوستان گریان شوند و دیگران نالان کنند

من نمی خواهم که فرزندان و نزدیکان من

ای پدر جان ! ای عمو جان! ای برادر جان کنند

شعر درباره مرگ مادر

وضـــع مـــا در گـــردش دنـیا چـــه فرقی می کند

زنـــدگی یا مــرگ، بعــد از ما چه فرقـی می کند

مـــاهـــــیـان روی خـــــاک و مــاهــــیـان روی آب

وقت مـــردن، ســـاحل و دریا چـه فرقی می کند

سهـم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست

جـای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟..

شعری در مورد فوت مادر

موسیقی عجیبی ست مرگ.

بلند می شوی

و چنان آرام و نرم می رقصی

که دیگر هیچکس تو را نمی بیند

شعری در مورد درگذشت مادر

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ

اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ

اگر ملک سلیمانت ببخشند

در آخر خاک راهی عاقبت هیچ

شعری درباره مرگ مادر

مرا بسوزانید

و خاکسترم را

بر آبهای رهای دریا بر افشانید،

نه در برکه،

نه در رود:

که خسته شدم از کرانه های سنگواره

و از مرزهای مسدود

شعر در باره مرگ خواهر

چرا از مرگ می ترسید

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید

مپندارید بوم نا امیدی باز

به بام خاطر من می کند پرواز

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است

مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است…

بهشت جاودان آن جاست

جهان آنجا و جان آنجاست…

شعری در مورد مرگ خواهر

چنین گفـت کز مرگ، خود چاره نیست

 مرا بر دل اندیشه زین باره نیست

مرا بیش از این زندگانی نبود

زمانه نکاهد نخواهد فزود

شعر در مورد فوت خواهر

چو خواهی ستایش پس مرگ تو

خرد باید ای نامور برگ تو

شعر زیبا در مورد مرگ خواهر

چون زیستن تومرگ تو خواهد بود

نامرده بمیر تا بمانی زنده

شعری در باره مرگ خواهر

خانه‌ای را که چون تو همسایه است

ده درم سیم بـدعیار ارزد

لکن امیدوار باید بود

که پس از مرگ تو هزار ارزد

شعر در مورد خواهر فوت شده

خصم را گو پیش تیغش جوشن و خفتان مپوش

مرگ را کی چاره هرگز جوشن و خفتان کند

شعر درباره فوت خواهر

خواب را گفته‌ای برادر مرگ

چو بخسبی همی‌زنی درِ مرگ

شعر در مورد مرگ جوان ناکام

خوشا آن‌کس که پیش ازمرگ میرد

دل و جان هرچه باشد ترک گیرد

شعر در مورد مرگ دختر جوان

زندگی خواهی کرد همسرم!

و خاطره من چون دود سیاهی

پراکنده می‌شود در باد!

خواهر سرخ گیسوی من!

در قرن بیستم

تلخی مرگ

بیش از یکسال نمی‌پاید

شعر در مورد مرگ دختر جوان

شعر من و مرگ فقرا، عیب بزرگان

این هر سه متاعی است که آوازه ندارد

شعر در مورد مرگ پسر جوان

گویی رگ جان می‌گسلد زخمه ناسازش

ناخوش‌تر از آوازه مرگ پدر آوازش

شعر زیبا در مورد مرگ جوان

نشنیدی حدیث خواجه بلخ

مرگ بهتر که زندگانی تلخ

شعر کوتاه در مورد مرگ جوان

 عیش ما را مرگ باشد پرده دار

پرده پوش و مرگ را خندان مکن

شعری در مورد مرگ دوست جوان

 در مرگ حیات اهل داد و دین است

وز مرگ روان پاک را تمکین است

شعر درباره مرگ جوان ناکام

 اندر بر خویشم بفشاری همه خوش

بر راه زنان مرگ گماری همه خوش

چون مرگ دهی از پس آن برگ دهی

از مرگ حیاتها برآری همه خوش

شعری درباره مرگ جوان

 هست درین درد من خسته را

مرگ سزاوارترین مرهمی

شعر در مورد جوان مرگ شدن

 خیال زندگی دردیست (بیدل)

که غیر از مرگ درمانی ندارد

شعر در مورد مرگ پدربزرگ

 گر سر برود فدای پایت

مرگ آمدنیست دیر و زودم

شعر در مورد مرگ پدر و مادر

 خرم تن آنکه نام نیکش ماند

پس مرگ جاودانی اینست

جزای سنت نیک ور عادت بد

نهی تو دانی

شعری در مورد مرگ پدر

 یکی خویشتن را بیاراستی

دگر مرگ خویش از خدا خواستی

شعر در مورد درگذشت پدر

 هر کجا بی تکلفی باشد

زندگانی و مرگ آسان است

شعر در مورد فوت پدربزرگ

 او فدایی است هیچ فرقی نیست

پیش او مرگ و نقل یا بودن

شعر در باره مرگ پدر

 در چنین دولت و چنین میدان

ننگ باشد ز مرگ لنگیدن

شعر در مورد فوت پدر شهید

 ای داده روان اولیا را

در مرگ حیات جاودانی

شعر در مورد فوت پدر و مادر

 جان شیرین دادن از تلخی مرگ

گر شدی پیدا شکر بگریستی

شعری در مورد فوت پدر

 در مرگ حیات دید عارف

چون رست ز دیدهای ناری

شعر در مورد مرگ دوستان

 هر خدنگی که از کمان بجهد

نایب مرگ ناگهان باشد

شعر کوتاه در مورد مرگ دوست

 در حقیقت مرگ خصم آیینه دار عبرت است

غافل است آن کس که شاد از مرگ دشمن می شود

شعری در مورد مرگ دوست

 بغل وا کرده می تازد به استقبال مرگ خود

دل هر کس به مرگ دیگری خشنود می گردد

شعر در مورد فوت دوست

 بگذار که خویش را به زاری بکشم

مپسند که بار شرمساری بکشم

چون دوست به مرگ من به هر حال خوش است

من نیز به مرگ خود به هر حال خوشم

شعر در باره مرگ دوست

 و آنک واقف بود از مرگ سوی مرگ گریخت

سوی ملک ابد و تاج و کمر بگریزد

شعری در مورد فوت دوست

 من زنده و کس بر آستانت گذرد

یا مرغ بگرد سر کویت بپرد

خار گورم شکسته در چشم کسی

کو از پس مرگ من برویت نگرد

شعر زیبا در مورد مرگ دوست

 خواهی که ترا دولت ابرار رسد

مپسند که از تو بر کس آزار رسد

از مرگ میندیش و غم رزق مخور

کین هر دو بوقت خویش ناچار رسد

شعر نو در مورد مرگ دوست

 روزی که چراغ عمر خاموش شود

در بستر مرگ عقل مدهوش شود

با بی دردان مکن خدایا حشرم

ترسم که محبتم فراموش شود

شعر در مورد مرگ عزیزان

 جهدی بکن ار پند پذیری دو سه رو

ز تا پیشتر از مرگ بمیری دو سه روز

دنیا زن پیریست چه باشد ار تو

با پیر زنی انس نگیری دو سه روز

شعر در مورد مرگ عزیزی

 تا ظن نبری کز آن جهان می ترسم

وز مردن و از کندن جان می ترسم

چون مرگ حقست من چرا ترسم ازو

من خویش پرستم و از آن می ترسم

شعر نو درباره مرگ عزیز

 جان چیست غم و درد و بلا را هدفی

دل چیست درون سینه سوزی و تفی

القصه پی شکست ما بسته صفی

مرگ از طرفی و زندگی از طرفی

شعر در مورد مرگ

شعری در مورد ماه اردیبهشت

جمعه 31 شهریور 1396 ساعت 19:35

شعری در مورد ماه اردیبهشت

شعر در مورد ماه اردیبهشت,شعری در مورد ماه اردیبهشت,شعر درباره ماه اردیبهشت,شعر درباره ماه اردیبهشت,شعری درباره ماه اردیبهشت,شعر کوتاه در مورد ماه اردیبهشت,شعر در باره ماه اردیبهشت,شعر درباره ی ماه اردیبهشت,شعر در مورد اردیبهشت,شعر در مورد اردیبهشت ماه,شعر در مورد اردیبهشتی ها,شعر در مورد اردیبهشت شیراز,شعر در مورد اردیبهشتی,شعر در مورد اردیبهشتیا,شعر در مورد متولدین اردیبهشت,شعری در مورد ماه اردیبهشت,شعر در مورد متولد اردیبهشت,شعر نو در مورد اردیبهشت,شعر درباره اردیبهشت ماه,شعر درباره ماه اردیبهشت,شعر در باره ماه اردیبهشت,شعر درمورد ماه اردیبهشت,شعری درباره ماه اردیبهشت,شعر درباره اردیبهشتی ها,شعر در مورد آبانی ها,شعری درمورد اردیبهشتی ها,شعر در مورد دختر اردیبهشتی,شعر درباره اردیبهشتی,شعر در مورد متولدین دی ماه,شعر در مورد متولدین تیر,شعر در مورد متولدین مهر ماه,شعر در مورد متولدین دی,شعر در مورد متولدین مهر,شعر در مورد متولدین اذر,شعر درباره متولدین اردیبهشت,شعر در مورد ماه اردیبهشت,شعر در مورد ماه تیر,شعر درباره ماه اردیبهشت,شعر نو درباره اردیبهشت,شعر اردیبهشت,شعر اردیبهشتی,شعر اردیبهشت صالحی,شعر اردیبهشت شیراز,شعر اردیبهشتی ها,شعر اردیبهشتگان,شعر درمورد اردیبهشتی ها,شعر اردیبهشت,اردیبهشت شعر کوتاه,اردیبهشت شعر نو,شعر اردیبهشتی ام,شعر اردیبهشتی,شعر دختر اردیبهشتی,شعر های اردیبهشتی,شعر تولد اردیبهشتی,شعر بانوی اردیبهشتی,شعر درباره اردیبهشتی ها,شعر اردیبهشت علی صالحی,شعر اردیبهشت سیدعلی صالحی,شعر در مورد اردیبهشت شیراز,شعری برای اردیبهشتی ها,شعر زیبا برای اردیبهشتی ها,شعر برای اردیبهشتی ها,شعر تولد اردیبهشتی ها,شعر برا اردیبهشتی ها,شعری درمورد اردیبهشتی ها,شعر جشن اردیبهشتگان,شعر درمورد آبانی ها,شعر درباره ی اردیبهشتی ها,شعر برای اردیبهشت,شعر درباره اردیبهشت,اردیبهشت شعر نو,شعر بانوی اردیبهشت,شعر برای اردیبهشت,اردیبهشت در شعر نو

شعر در مورد ماه اردیبهشت

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد ماه اردیبهشت برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

فروردین دارد تمام می شود

اولین باران بهار را که نبوده ای

خودت را

به اولین شکوفه ی اردیبهشت برسان

می دانی که؛

اردیبهشت بی تو… بهشت نمی شود!

شعر در مورد ماه اردیبهشت

تو را حوالی امروز خواهم بوسید

بی ترس، بی دلهره

در میان ازدحام عقربه ها

تو را خواهم بوسید

کشنده!.. مرگبار!

تو را خواهم بوسید، چون شراب.

شعری در مورد ماه اردیبهشت

میرقصم در تو

تو را خواهم بوسید، مثل اردیبهشت

تو را خواهم بوسید

مثل آتش، وقتی به خرمن گندم تنت افتاده!

هر چه بدوی و دور شوی بیشتر گر می گیری !

تو را خواهم بوسید مثل باران

تو را خواهم بوسید

مثل همین شعر

پس تسلیم باش

چشمهایت را ببند

تو با همین بوسه جاودانه ای

در همین شعر

شعر درباره ماه اردیبهشت

همه راه

اگر آتش و آب باشد

حتی اگر خدا

گل کوچکی در سراب باشد

در مقصدش

تو ایستاده ای

دختر اردیبهشت!

فقط بگو

کجای زمین می رسم به تو؟

شعر درباره ماه اردیبهشت

یک شب

یک نفر شبیه تو

از چشمه انار

برایم پیاله آبی آورد

گفت

تشنگی‌های تو را

آسمان هزار اردیبهشت هم

تحمل نخواهد کرد

او به جای تو امده بود

اما من از اتفاق آرام آب فهمیدم

ماه

سفیر کلمات سپیده دم است

دارد صبح می شود

دیدار آسان کوچه

دیدار آسان آدمی

و درها

پنجره ها

درخت ها

دیوارها

هی تکرار چشم به راه کی

تا کی؟

شعری درباره ماه اردیبهشت

وقتی که تو نیستی

من حُزن هزار آسمانِ بی اردیبهشت را

گریه می کنم

 فنجانی قهوه در سایه های پسین،

عاشق شدن در دی ماه

مردن به وقتِ شهریور

 وقتی که تو نیستی

هزار کودک گمشده در نهان من

لای لای مادرانه تو را می طلبند.

شعر کوتاه در مورد ماه اردیبهشت

باران؛

کاش تو یارم بودی

با تو

هوایم همیشه بهاری‌ست…

بهار به بهار

در معبر اردیبهشت،

سراغت را از بنفشه های وحشی گرفتم

و میان شکوفه های نارنج

در جستجویت بودم !

در “پائیـــز” یافتمت

تنها شکوفه ی جهان

که در پائیز روییدی

شعر در باره ماه اردیبهشت

هرچند می‌گویند

آدم به جرم خوردن سیب بهشتی

رانده شد از جنّت المأوا

و سال‌ها در شرح این موضوع دعوا بود؛

اما تن اردیبهشتی تو ثابت کرد:

سیبی که آدم گاز زد

از باغ حوّا بود!

شعر درباره ی ماه اردیبهشت

به تو فکر می کنم

مثل مسافر به راه

مثل علف به ابر

مثل شکوفه به صبح وُ  

مثل واژه به شعر .

به تو فکر می کنم

مثل خسته به خواب و نرگس به اردیبهشت

شعر در مورد اردیبهشت

خرزهره های وحشی گل داده اند

و دره های گرم جنوبی

از رنگ و عطر کف کرده

در این اردیبهشت سوزا ن

که سدر و گزاز حرارت خورشید

پژمرده می شود

شعر در مورد اردیبهشت ماه

وقتی که شب با عطر پیچک ها

از آسمان روشن اردیبهشتی در اتاق تیره ام لغزید

من ، نامه ای را در جواب نامه ای آغاز می کردم

نور از چراغ سقف می تابید

من، با پر و بال قلم ، از خطه ی کاغذ

تا قله ی اندیشه ها پرواز می کردم

شعر در مورد اردیبهشتی ها

فکر کنم اوایل اردیبهشت بود
زمان یاس و ذغال اخته
زمان وعده ها و وعیدها
که حالا اگر چندتایش هم شکست، شکست.

شعر در مورد اردیبهشت شیراز

نخواه فراموشت کنم!

آخر کدام درخت

در کدام اردیبهشت

خانه تکانی کرده است؟

دیوانه 

من تازه عاشقت شده ام

شعر در مورد اردیبهشتی

نمیشود

که در کوچه های ” اردیبهشت 

تنها قدم زد !

خودت را زود برسان ..

شعر در مورد اردیبهشتیا

تـقـــویـم دلــ ـتنگـی پـریـشـــان اسـتــــــــــ                                     

                                        گـاهــ ـی هــــم ایـنطــــوری اسـتـــــــــــ ،

اردیبـهــشـتـــــــــــــ اسـتـــــــــــ و تـــــ ـــو داری بـرگـــــــــــ مـی ریـزی …

شعر در مورد متولدین اردیبهشت

بـایکی آشـنـا شـدم,

ازم پـرسـید مـتولـد چـه مـاهـی هـسـتی؟

گـفـتـم اردیـبـهـشـتــــــــــــ

رفـتـــــــــ !!!

گـفــتـم کـجـا مـیـری؟

گـفـتـــــــــ مـــن لـیـاقـتـتـو نـدارم . . .

یـه هـمـچــیـن آدمـهــایـی هـســتـیـم مــا اردیـبـهـشــتـیـا !!!

شعری در مورد ماه اردیبهشت

آدمـا دو دسـتـه هـســتن

اونـایی کـه اردیــبـهـشــــــتـی هـســتن

و

اونـایی کـه آرزو دارن اردیــبـهـشــــــتـی بـاشــن

بـــــــــَــــــــلـِـه

می دانـــے..؟

شعر در مورد متولد اردیبهشت

اردیبهــــ♥ـشتے ها آدم هاے ســـاده اے هستند …

آدم هاے ِ ساده،

ساده هم عاشـــق مے شوند…

ساده صبــــورے مے کنند…

ساده عشــــق مے وَرزَند…

ساده مے مانند..

اما سَختــــــــ دِل مے کنند..

آن وقت که دل  مے کنند..

جــان مے دَهند..

سـخـتـــــــ مے شکنند..

شعر نو در مورد اردیبهشت

یک بیـــــت یک ترانه ی زیبا برای تــــــــــــو                                  

                         آرامش همیشــــــــــــه ی فردا برای تــــــــــــو

تنها همین بهـــــــــانه ی زیبا برای مــــــــــــن                              

                          اردی بهشــتـــــــــــ پاک غزل ها برای تــــــــــــو

شعر در مورد ماه اردیبهشت

شعر درباره ی ماه محرم

جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 12:17

شعر در مورد ماه محرم

شعر در مورد ماه محرم,شعری در مورد ماه محرم,شعر درباره ماه محرم,شعری درباره ماه محرم,شعر کودکانه در مورد ماه محرم,شعر کوتاه در مورد ماه محرم,شعر ترکی در مورد ماه محرم,شعر در مورد رسیدن ماه محرم,شعر نو در مورد ماه محرم,شعر در مورد آغاز ماه محرم,شعری در مورد ماه محرم,شعری کوتاه در مورد ماه محرم,شعر درباره ماه محرم و امام حسین,اشعار درباره ماه محرم,شعر درباره ی ماه محرم,شعر کودکانه درباره ماه محرم,شعر کوتاه درباره ماه محرم,شعر درباره ی ماه محرم,شعری درباره ی ماه محرم,شعری درباره ی ماه محرم,شعر زیبا درباره ماه محرم,شعرهای کودکانه در مورد ماه محرم,شعر بااشعار کودکانه در مورد ماه محرم,شعر کودکانه درباره ی ماه محرم,اشعار کوتاه درباره ماه محرم,شعر های کوتاه در مورد ماه محرم,شعر کوتاه در باره ی ماه محرم,شعری کوتاه درباره ماه محرم,شعر های کوتاه درباره ماه محرم,شعرهای کوتاه درباره ی ماه محرم,شعری کوتاه درباره ی ماه محرم,اشعار ترکی درباره ماه محرم,اشعار ترکی در مورد ماه محرم,شعر ترکی درباره ماه محرم,شعر در مورد فرا رسیدن ماه محرم,شعر نو درباره ماه محرم,شعر در مورد شروع ماه محرم,شعر درباره شروع ماه محرم,شعر درباره آغاز ماه محرم,شعر ماه محرم,شعر ماه محرم کودکانه,شعر ماه محرم در پیش دبستانی,شعر ماه محرم 92,شعر ماه محرم ترکی,شعر درباره ماه محرم,شعر درمورد ماه محرم,شعر های ماه محرم,شعر کوتاه ماه محرم,شعر برای ماه محرم,شعر کودکانه درباره ماه محرم,شعر کودکانه در مورد ماه محرم,شعر برای ماه محرم کودکانه,شعر درباره ی ماه محرم کودکانه,شعر های کودکانه ماه محرم,شعر کوتاه کودکانه ماه محرم,شعر کودکانه به مناسبت ماه محرم,دانلود شعر کودکانه ماه محرم,شعر ماه محرم برای پیش دبستانی,اشعار ماه محرم ترکی,شعر ترکی برای ماه محرم,شعر ترکی در مورد ماه محرم,شعر های ترکی ماه محرم,شعر ترکی درباره ماه محرم,شعر ترکی حلول ماه محرم,شعر درباره ماه محرم و امام حسین,شعری درباره ماه محرم,شعر در مورد ماه محرم,اشعار درباره ماه محرم,شعری در مورد ماه محرم,شعر درباره ی ماه محرم,شعر کوتاه درباره ماه محرم,شعر درباره ی ماه محرم,شعر درمورد ماه محرم کودکانه,شعر کوتاه در مورد ماه محرم,شعر در مورد رسیدن ماه محرم,شعر نو در مورد ماه محرم,شعر در مورد شروع ماه محرم,شعر های ماه محرم,آهنگ های ماه محرم,اهنگ های ماه محرم جدید,اهنگ های ماه محرم,شعر های زیبا ماه محرم,بهترین شعر های ماه محرم,دانلود آهنگ های ماه محرم با لینک مستقیم,شعر کوتاه ماه محرم,اشعار کوتاه ماه محرم,شعر کوتاه برای ماه محرم,اشعار کوتاه درباره ماه محرم,شعری کوتاه در مورد ماه محرم,شعرهای کوتاه ماه محرم,شعر برای ماه محرم,شعر زیبا برای ماه محرم,شعر غمگین برای ماه محرم,شعر در مورد ماه محرم ایران,شعر در مورد ماه محرم عراق,شعر در مورد ماه محرم اروپا,شعر در مورد ماه محرم خارج کشور,شعر در مورد ماه محرم آمریکا

شعر در مورد ماه محرم 

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد ماه محرم برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

آن روز که آهنگ سفر داشت حسین (ع)

از راز شهادتش خبر داشت حسین (ع)

از بهر سرودن یکی قطعه سرخ

هفتاد و دو واژه در نظر داشت حسین (ع)

شعر در مورد ماه محرم

از بهر ستیز و مرگ، آماده شوید

در محضر عشق دوست، افتاده شوید

از خون حسین بشنوید این پیغام

در طول زمان همیشه آزاده شوید

شعری در مورد ماه محرم

اصغر که نسیم عشق مویش بوسید

خورشید ولایت سر و رویش بوسید

می خواست حسین تا ببوسد لب او

تیر آمد و زودتر گلویش بوسید

شعر درباره ماه محرم

چون دید به نوک نی سرش را خورشید

بر خاک، تن مطهرش را خورشید

آرام ، حریر نور خود را گسترد

پوشاند برهنه پیکرش را خورشید

شعری درباره ماه محرم

الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع)

هر چیز که داشت بی‌ریا داد حسین (ع)

یعنی که تأملی کنید ای یاران !

آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع)

شعر کودکانه در مورد ماه محرم

شش ماهه على به دوش بابش دادند

یک جام از آن باده نابش دادند

چون با لب تشنه حاجت آب نمود

با تیر سه شعبه اى جوابش دادند

شعر کوتاه در مورد ماه محرم

در عزای شه دین کرببلا می لرزد

نه همین کرببلا عرض و سما می لرزد

گوئیا ناله زهرا رسد از دور به گوش

کاین چنین دست و تن شمر دغا می لرزد

شعر ترکی در مورد ماه محرم

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید که سر بلندو جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید

شعر در مورد رسیدن ماه محرم

ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین

وی تا ابد لوای عزایت به پا حسین

هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است

هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین

شعر نو در مورد ماه محرم

هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند

با سرورِ آفتاب بیعت کردند

رفتند و به دریای ابد پیوستند

چون رود ، به اصل خویش رجعت کردند

شعر در مورد آغاز ماه محرم

هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند

با سرورِ آفتاب بیعت کردند

رفتند و به دریای ابد پیوستند

چون رود ، به اصل خویش رجعت کردند

شعری در مورد ماه محرم

باز شد ماه محرّم، کربلا را بنگرید

حجّ عاشورای خون، سعی و صفا را بنگرید

وعده‏گاه وصل جانان، قبله‏ گاه اهل دل

کوی هفتادودو قربانی، منا را بنگرید

شعری کوتاه در مورد ماه محرم

هر سال برای تو سیه می پوشیم

در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم

ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز

با یاد لب تو آب را می نوشیم

شعر درباره ماه محرم و امام حسین

عشقی به حسین عشق زینب نشود

این عشق جدا ز شیعه یارب نشود

در روز و شبی که من نگریم ز غمش

آن شام سحر و آن سحرم شب نشود

اشعار درباره ماه محرم

لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید

جامی ز زلال آفتابم بدهید

من پرسش سوزان حسینم یاران

با حنجره عشق جوابم بدهید

شعر درباره ی ماه محرم

امــام صابــران بـودم، خمیدم

جدا از شاخه شد یـاس امیدم

چو دست از جسم عباسم جدا شد

سـر خود را به نوک نیزه دیدم

شعر کودکانه درباره ماه محرم

این خاک به خون عاشقان آذین است

این است در این قبیله آیین ، این است

زاین روست که بی سوار برمی گردد

اسب تو که زین و یال آن خونین است

شعر کوتاه درباره ماه محرم

محرم شد و دلها شکست

از غم زینب، دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد

از عطش خاک، کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت

چله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم و لیلا همه در خون شدند

این چه غمی بود که دنیا شکست

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

شعر درباره ی ماه محرم

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

شعری درباره ی ماه محرم

آقا سلام برغزل اشک ماتمت

بر مسجد و حسینیه و روضه و دمت

چندی گذشت در غم هجران اشک تو

پرمی کشید دل به هوای محرّمت

شعری درباره ی ماه محرم

اشکم ز هجر روی تو خوناب شد حسین

مویم ز غصه رشته ی مهتاب شد حسین

هر جا کنار آب نشستم ز داغ تو

از بس که سوختم جگرم آب شد حسین

جانسوز تر ز داغ تو دیگر کسی ندید

خورشید هم ز داغ تو در تاب شد حسین

شعر زیبا درباره ماه محرم

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است

از مردم گمراه جهان راه مجویید

نزدیکترین راه به الله حسین است

شعرهای کودکانه در مورد ماه محرم

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

شعر بااشعار کودکانه در مورد ماه محرم

محرم شد از غم نگاهم گرفت

به سوزانترین اشک، آهم گرفت

شکست در گلو بغض سوزان من

و عطر حسین روح و جانم گرفت

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

شعر کودکانه درباره ی ماه محرم

محرم ماه الفت با جنون است

چراغ کوچه هایش بوی خون است

محرم حرمت خون است و خنجر

تلاطم می کند حنجر به حنجر

اشعار کوتاه درباره ماه محرم

غم ِ زهرا مرا سوز درون داد

دم ِ حیدر به من شور جنون داد

حسین آمد به زخم دل نمک ریخت

مرا با شور عاشورا در آمیخت

شعر های کوتاه در مورد ماه محرم

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد

دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

شعر کوتاه در باره ی ماه محرم

خبر آمد ز مهی بوی خدا می آید

ماه داغ دل ما غرق نوا می آید

دل ببازید عزیزان که زمان الم است

ماه اشک و الم و کرب و بلا می آید

شعری کوتاه درباره ماه محرم

فرمانده کل کائنات است حسین

معنای نماز و صلوات است حسین

ای آنکه برات کربلا می خواهی

در دست کرامتش برات است حسین

شعر های کوتاه درباره ماه محرم

باز محرم رسید، این من و گریه‎هایم

رفع عطش می‎کند، فرات اشک‎هایم

باز محرم رسید، دلم چه ماتمزده

کسی میان این دل، خیمه ماتم زده

شعرهای کوتاه درباره ی ماه محرم

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است

دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است

وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق

قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق

شعری کوتاه درباره ی ماه محرم

در محرّم، مردمان خود را دگرگون می کنند

از زمین آه و فغان را زیب گردون می کنند

گه به یاد تشنه کامان زمین کربلا

جویبار دیده را از گریه جیحون می کنند

اشعار ترکی درباره ماه محرم

سلام من به محرم، محرم گل زهرا

به لطمه‌های ملائک به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم، به تشنگی عجیبش

به بوی سیب زمین غم و حسین غریبش

اشعار ترکی در مورد ماه محرم

هر جا که می‌روم ز غمت دیده پر نم است

هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است

عمری گریستم که موظف به گریه‌ام

گر نُه فلک به گریه شود باز هم کم است.

شعر ترکی درباره ماه محرم

الا ای عاشقان دیگر، غم عالم نمایان شد

دگر غمها ز داغ او، برایم سهل و آسان شد

ز چشمم اشک می ریزد، ز قلبم خون عاشورا

سبوی عین و شین و قاف، به روی دست مستان شد

شعر در مورد فرا رسیدن ماه محرم

ارباب صدای قدمت می آید

هنگامه اوج ماتمت می آید

ما در تب داغ و غم تو می سوزیم

هفت روز دگر محرمت می آید

شعر نو درباره ماه محرم

تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست

از قیام تو پیام تو عیان است هنوز

همه ماه است محرم، همه جا کرب و بلاست

در جهان موج جهاد تو روان است هنوز

شعر در مورد شروع ماه محرم

امشب رقیه فهمید بابا دو بخش دارد

بخشی به روی نیزه ٬ بخشی به خاک صحرا

شعر درباره شروع ماه محرم

ارباب صدای قدمت می آید

هنگامه اوج ماتمت می آید

شعر درباره آغاز ماه محرم

گویند “می” نمی شود از راه گوش خورد!

من “یا حسین” می شنوم مست می شوم

شعر ماه محرم کودکانه

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد

دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

شعر ماه محرم در پیش دبستانی

بازدلم غم گرفت دوباره ماتم گرفت

ماه محرم آمد تمام عالم گرفت

شعر ماه محرم 92

سلام من به محرم, محرم گل زهرا

به لطمه های ملائک, به ماتم گل زهرا

شعر ماه محرم ترکی

بر سینه ی من نوشته بین الحرمین

نصف قلبم با ابالفضل،نصف دیگر با حسین

شعر درباره ماه محرم

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد

بر دل فاطمه داغ عالم شد

شعر درمورد ماه محرم

عالم همه قطره اند و دریاست حسین

خوبان همه بنده اند و مولاست حسین

شعر های ماه محرم

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد

دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

شعر کوتاه ماه محرم

کربلا دارالنعیم زینب است

کعبه خود تحت حریم زینب است

عمر زینب فخر مولا بود و بس

او به زهرا المثنی بود و بس

شعر برای ماه محرم

بر گوش جانم میرسد آوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

شعر کودکانه درباره ماه محرم

فرشته‌ ها از امشب صبوی غم می‌ نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌ پوشن

شعر کودکانه در مورد ماه محرم

این همه پروانه بر دور ضریحت واقعا

بحث عشق است و غلامی جان من

شعر برای ماه محرم کودکانه

بی حسین بن علی احساس پیری می کنم

نی که پیری بلکه احساس حقیری می کنم

گفت سائل از چه رو محکم به سینه می زنی؟

گفتم از آینه ی دل گردگیری می کنم

شعر درباره ی ماه محرم کودکانه

امـــشـــب مــــی خـــــوام بـــشـــیـــنــم از آرزوهــــام بــنــویـــســـم

بــــه نــــام خـــــــدا

کــربـــلا

تـــــمـــام . . .

شعر های کودکانه ماه محرم

حسینِ من…..

بیا و این دل شکسته را بخر…

حسینِ من….

مسافر جامانده را با خود ببر….

شعر کوتاه کودکانه ماه محرم

چه خوش است اگر ببینم عرفات و کربلا را

حرم عزیز زهرا، شب مشعر و منا را

به خدای کعبه سوگند همه حج من حسین است

به دوصد منا نبخشم عرفات کربلا را

شعر کودکانه به مناسبت ماه محرم

چون مرگ رسد بر کفن من بنویسید

من خاک کف پای عزادار حسینم

دانلود شعر کودکانه ماه محرم

چون در همه عمر داشتم حب على

آمد به سرم چهارده نور جلى

گفتم که شفیع من کدامین شماست

کردند اشارت به حسین بن على

شعر ماه محرم برای پیش دبستانی

مهمانم و بسترم زمین است

عطشانم و قلبم آتشین است

دشمن همه سوی در کمین است

من عاشقم و گناهم این است

اشعار ماه محرم ترکی

به روی گونه ی گل رد پای شبنم ها

غمت به خاک رسانده است گُرده های غم ها

ولحظه لحظه های این روزها عزادارند

دویده در رگشان خونی از محرم ها

شعر ترکی برای ماه محرم

تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست

این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست

ازنـالـه ی  نـیـنــوای یـاران  حسـیـن

همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست

شعر ترکی در مورد ماه محرم

محرم باز هم نوبت توست

که بگشایی تمام خاطراتت

ز ایامی که در آن بود شیون

گهی نالیدن و گه سر بریدن

شعر های ترکی ماه محرم

دو دیده اشک، باران است ، محرم

ز سوگ ، جمله یاران است ، محرم

جهان می بارد ، اشک ، داغ یاران

ز ظلم ، نابکاران است ، محرم

شعر ترکی درباره ماه محرم

خود را چو ز نسل نور می نامیدند

رفتند و به کوی دوست آرامیدند

سیراب شدند زآن که در اوج عطش

آن حادثه را به شوق آشامیدند 

شعر ترکی حلول ماه محرم

این نیزه مرا به عشقتان میدوزد

در عمق وجود شعله می افروزد

امسال اگرچه در زمستانم باز

از بردن اسم تو لبم می سوزد

شعر درباره ماه محرم و امام حسین

چشمان زمین دوباره تر خواهد شد

ماه از سر شب بدون سر خواهد شد

تاریخ دوباره به خودش می لرزد

شق القمری بزرگتر خواهد شد

شعری درباره ماه محرم

جانـت بـه کــویــر  تفتــه دریـا بخشید 

هفتاد و دو گل ، به  متن صحرا بخشید

بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی

خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید

شعر در مورد ماه محرم

محرم ماه آن عبدخدا

محرم اسرار آن هستی فزا

محرم ماهی که در آن ریختندند

میان کربلا خون خدا

اشعار درباره ماه محرم

محرم آمد و دلها غمین شد

غم و عشق وبلا با هم اجین شد

حسین آماده بهر جانفشانی است

دوباره فاطمه قلبش حزین شد

شعری در مورد ماه محرم

عالم ، همه خاک کربلا بایدمان

پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان

تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید

همواره حسین ، مقتدا بایدمان

شعر درباره ی ماه محرم

دلم دریاچه ی غم شد دوباره

قد آیینه ها خم شد دوباره

صدای سنج و دمام اومد از دور

بخون ای دل محرم شد دوباره

شعر کوتاه درباره ماه محرم

از محرم شدو دلها شکست

از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد

از عطش خاک کمرها شکست

شعر درباره ی ماه محرم

بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز

خورشید ، فرا ز نیزه ها مانده هنوز

در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون

از رونق دشت کربلا مانده هنوز

شعر در مورد ماه محرم

شعر در مورد مرگ انسانیت

یکشنبه 19 شهریور 1396 ساعت 16:03

شعر در مورد مرگ انسانیت

شعر در مورد انسانیت,شعر در مورد انسانیت از مولانا,شعر در مورد انسانیت,شعر در مورد مرگ انسانیت,شعر کوتاه در مورد انسانیت,شعر نو در مورد انسانیت,زیباترین شعر در مورد انسانیت,شعری در مورد انسانیت,شعری زیبا در مورد انسانیت,شعری در مورد مرگ انسانیت,شعر درباره انسانیت,شعر هایی در مورد انسانیت,شعر درباره مرگ انسانیت,شعری کوتاه در مورد انسانیت,شعر کوتاه درباره انسانیت,شعر نو درباره انسانیت,شعرهایی در مورد انسانیت,شعر زیبا در مورد انسانیت,شعر مولانا در مورد انسانیت,شعر زیبا درباره انسانیت,شعر زیبا در مورد انسانیت,اشعار زیبا در مورد انسانیت,شعری زیبا درباره انسانیت,شعر های زیبا در مورد انسانیت,اشعار.زیبا درباره انسانیت,شعرهای زیبا درباره انسانیت,شعر انسانیت,شعر انسانیت مرده بود,شعر انسانیت مرد,شعر انسانیت سعدی,شعر انسانیت مرده,انسانیت شعر اردو,شعر مقام انسانیت,شعر انسانیت,انسانیت شعر نو,شعر درباره انسانیت,شعر مردن انسانیت,شعر در مقام انسانیت,شعر درباره انسانیت,شعر مرگ انسانیت,شعر در مورد انسانیت,شعر در وصف انسانیت,شعر زیبا درباره ی انسانیت,شعری درباره انسانیت,شعر درباره ی انسانیت,شعر زیبا درباره انسانیت,شعر درباره مرگ انسانیت,شعری زیبا درباره انسانیت,شعری درباره ی انسانیت,شعر در مورد انسانیت از مولانا

شعر در مورد انسانیت

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد انسانیت برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

فرزندم! تو می‌توانی هرگونه “بودن” را که بخواهی باشی، انتخاب کنی.

اما آزادی انتخاب تو در چارچوب حدود انسان بودن محصور است.

با هر انتخابی باید انسان بودن نیز همراه باشد و گرنه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی‌معنی است،

که این کلمات ویژه خداست و انسان، و دیگر هیچ‌کس، هیچ‌چیز

شعر در مورد انسانیت

انسان یعنی چه؟ انسان موجودی است که آگاهی دارد (به خود و جهان)، و می‌آفریند (خود را و جهان را)،

و تعصب می‌ورزد، و می‌پرستد، و انتظار می‌کشد، و همیشه جویای مطلق است،

جویای مطلق. این خیلی معنی دارد.

رفاه، خوشبختی، موفقیت‌های روزمره زندگی و خیلی چیزهای دیگر به آن صدمه می‌زند.

اگر این صفات را جزء ذات آدمی بدانیم، چه وحشتناک است که می‌بینیم در این زندگی مصرفی

و این تمدن رقابت و حرص و برخورداری، همه دارد پایمال می‌شود.

انسان در زیر بار سنگین موفقیت‌هایش دارد مسخ می‌شود.

علم امروز انسان را دارد به یک حیوان قدرت‌مند بدل می‌کند.

تو، هر چه می‌خواهی باشی، باش، اما… آدم باش…”

شعر در مورد انسانیت از مولانا

مگر نمی‌دانی بزرگ‌ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

پس، تا می‌توانی خر باش،

تا خوش باشی!!…”

شعر در مورد انسانیت

آدم‌هایی که هیچ‌وقت احتیاج به تنهایی ندارند،

آدم‌های کم‌مایه‌ای هستند

شعر در مورد مرگ انسانیت

هر انسان، کتابی است،

چشم به راه خواننده‌اش

شعر کوتاه در مورد انسانیت

این موجود انسانی چه شگفت مخلوقی است!

گاهی در پستی چنان می شود که هیچ جانور کثیفی به او نمی‌رسد،

و گاه در عظمت تا آنجا اوج می‌گیرد که در خیال نیز نمی‌گنجد

شعر نو در مورد انسانیت

هر موجودی در طبیعت “آن‌چنان است که باید باشد”، و تنها انسان است که،

هرگز آن‌چنان که باید باشد، نیست.

آدمی هرچه روح می‌گیرد، و هرچه از آن که “هست” فاصله می‌یابد،

از آن‌که “باید باشد” نیز دورتر می‌شود، و این است که هرکه متعالی‌تر است،

از وحشت ابتذال هراسناک‌تر است،

و از بودن خویش ناخوشنودتر، و این است فرق میان انسان و حیوان

زیباترین شعر در مورد انسانیت

انسان، برخلاف معنی اصطلاحی آن در علم، که بر هر بی‌شاخ و دمی که پیشانی و کف دست‌اش مو نداشته باشد

و راست راست راه برود اطلاق می‌گردد، به بشری گفته می‌شود

که “آگاهی” در او “اراده‌ای” پدید آورده است، که به وی “آزادی” می‌بخشد،

و آزادی یعنی امکان سرپیچی از جبر حاکم و گریز از زنجیر علیت،

که جهان را و جان را می‌آفریند، و به حرکت در می‌آورد،

و به نظم می‌کشد، و اراده می‌کند

شعری در مورد انسانیت

با همه چیز درآمیز، و با هیچ چیز آمیخته مشو!

که در انزوا پاک ماندن، نه دشوار است، و نه با ارزش

شعری زیبا در مورد انسانیت

در این بحث، سخن از ارزش انسانی است، یعنی آنچه که در انسان ملاک ارزش و تعیین ارزش چیست؟

در یک کلمه: “اراده”! فقط و فقط. تفکر هم نیست، خلاقیت هم نیست، چه، این دو، ‌بی‌ “اراده”، کار یک ماشین حساب پیچیده است،

کار یک کارخانه است

شعری در مورد مرگ انسانیت

مقصود از انسان، نه آن نوع حیوان ناطقی است که علوم طبیعی و بیولوژی از آن سخن می‌گویند،

بلکه مقصود آن خودآگاهی، آگاهی، و اراده‌ی آزادی است که:

تصمیم می‌گیرد، انتخاب می‌کند. انسان همواره در انتخاب کردن است

شعر درباره انسانیت

خوشبینی انسان در تاریخ زاییده

جهلش نسبت به خویش است

شعر هایی در مورد انسانیت

برای انسان

چه دردی کشنده‌تر از «بی خبری» است

شعر درباره مرگ انسانیت

تو نیکی می کــن و در دجلــه انـداز

کــه ایــزد در بیــابــانت دهــد بـاز

شعری کوتاه در مورد انسانیت

خیــر کـــن بــا خـلق، بهـر ایزدت

یــا بـــرایِ راحــتجــان خـودت

 تــا هـمــاره دوســت بینی در نظــر

در دلت نـایــد ز کین نـاخوش صور

شعر کوتاه درباره انسانیت

اهمیت وفاداری به عهد و پیمان

چون درخت است آدمی و بیخ، عهد

بیـخ را تیــمــار می بایـــد بـه جهد

عهـدفاسد، بیخِ پوســــــــیده بود

شعر نو درباره انسانیت

هیچکس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست

و همه مردم شهر بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست!

و کسی فکر نکرد که چرا «ایمان» نیست!! 

و زمانی شده است که به غیر از «انسان» هیچ چیز ارزان نیست

شعرهایی در مورد انسانیت

از همان روزی که دستِ حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرتِ هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مُرد

گر چه آدم زنده بود …

شعر زیبا در مورد انسانیت

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

شعر مولانا در مورد انسانیت

قرن ما

روزگار مرگ انسانیت است

سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی است

شعر زیبا درباره انسانیت

در ازل‌ پرتو حُسنت‌ ز تجلّی‌ دم‌ زد

عشق‌ پیدا شد و آتش‌ به‌ همه‌ عالم‌ زد

جلوه‌ای‌ کرد رُخت‌، دید مَلَک‌ عشق‌ نداشت

عینِ آتش‌ شد از این‌ غیرت‌ و بر آدم‌ زد

شعر زیبا در مورد انسانیت

غلام‌ همّت‌ آنم‌ که‌ زیر چرخ‌ کبود

ز هر چه‌ رنگ‌ تعلّق‌ پذیرد آزاد است‌

اشعار زیبا در مورد انسانیت

تن‌ آدمی‌ شریفست‌ به‌ جان‌ آدمیّت

نه‌ همین‌ لباس‌ زیباست‌ نشان‌ آدمیّت‌

شعری زیبا درباره انسانیت

اگر آدمی‌ به‌ چشم‌ است‌ و دهان‌ و گوش‌ و بینی

چه‌ میان‌ نقش‌ دیوار و میان‌ آدمیّت‌

شعر های زیبا در مورد انسانیت

خور و خواب ‌و خشم‌ و شهوت‌، شَغَبست‌ و جهل‌ و ظلمت‌

حَیَوان‌ خبر ندارد ز جهان‌ آدمیّت‌

اشعار.زیبا درباره انسانیت

به‌ حقیقت‌ آدمی‌ باش‌ و گرنه‌ مرغ‌ باشد

که‌ همین‌ سخن‌ بگوید به‌ زبان‌ آدمیّت‌

شعرهای زیبا درباره انسانیت

مگر آدمی‌ نبودی‌ که‌ اسیرِ دیو ماندی

که‌ فرشته‌ ره‌ ندارد به‌ مکان‌ آدمیّت‌

شعر انسانیت

اگر این‌ درنده‌ خوئی‌ زطبیعتت‌ بمیرد

همه‌ عمر زنده‌ باشی‌ به‌ روان‌ آدمیّت‌

شعر انسانیت مرده بود

رسد آدمی‌ به‌ جائی‌ که‌ به‌ جز خدا نبیند

بنگر که‌ تا چه‌ حدّست‌ مکان‌ آدمیّت‌

طیَران‌ مرغ‌ دیدی‌، تو ز پایبند شهوت

بدر آی‌ تا ببینی‌ طیران‌ آدمیّت‌

نه‌ بیان‌ فضل‌ کردم‌ که‌ نصیحت‌ تو گفتم‌

هم‌ از آدمی‌ شنیدیم‌ بیان‌ آدمیّت‌

شعر در مورد انسانیت

شعر در وصف لب یار

شنبه 18 شهریور 1396 ساعت 17:32

شعر در وصف لب یار

شعر در مورد لب,شعر در مورد لب یار,شعر در مورد لب معشوق,شعر درمورد لب یار,شعر در مورد بوسیدن لب یار,شعر در باره لب یار,شعر درباره لب یار,شعر عاشقانه در مورد لب یار,شعر درباره لب معشوق,شعر لب,شعر لب و بوسه,شعر از لب و بوسه,شعر نو لب و بوسه,شعر عاشقانه لب و بوسه,شعر درباره لب و بوسه,شعر لب بوسه,شعر درمورد لب و بوسه,شعر لب و بوسه و آغوش,شعر بوسه و لب یار,شعر طنز لب و بوسه,شعر در وصف لب,شعر در وصف لب یار,شعر در وصف خال لب,شعری در وصف لب یار

شعر در مورد لب

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد لب برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

قند آمیخته با گل نه علاج دل ما است

بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند

شعر در مورد لب

جان من بوسه بده عذر میار

دیدن روی تو عید است مرا

شعر در مورد لب یار

دارد لب من تشنگی بوسه بسیار

چون مزرعه خشک که دارد غم باران

شعر در مورد لب معشوق

سه بوسه کز دولبت کرده‌ای

وظیفه من اگر ادا نکنی قرض دار من باشی

شعر درمورد لب یار

بوسه کی گردد از آن لبهای جان پرور جدا؟

کی به افسون می‌شود شیرینی از شکر جدا؟

شعر در مورد بوسیدن لب یار

چه آیتی تو مگر ساحری که شاه و گدا

هر آنکه دید لبت بوسه‌ای گدائی کرد

شعر در باره لب یار

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون

می‌گزم دست چرا گوش به نادان کردم

شعر درباره لب یار

یک بار بوسه‌ای ز لب تو ربوده‌ام

یک ‌بار دیگر آن شکر ستانم آرزو است

شعر عاشقانه در مورد لب یار

مبوس جز لب معشوق و جام می‌حافظ

که دست زهد فروشان خطااست بوسیدن

شعر درباره لب معشوق

آمدزدرم خنده به لب،بوسه طلب،

مست در دامن پندار من می ‌زده بنشست

شعر لب

خرم آن روز که مستم ز در حجره در آئی

وز لبت بوسه شمارم به شماری که تودانی

شعر لب و بوسه

آرزوی بوسه ازساقی نه حدچون من است

مستم و با ترس می‌بوسم لب پیمانه را

شعر از لب و بوسه

من بسته‌ام لب طمع امّا نگار من دارد

دهان بوسه فریبی که آه از او

شعر نو لب و بوسه

بوسیدن لب یار ، اوّل ز دست مگذار

کاخر ملول گردی از دست و لب گزیدن

شعر عاشقانه لب و بوسه

آنکه بوسید لب نوش تو شکر نچشید و

آنکه خسبید در آغوش تو بیدار نشد

شعر درباره لب و بوسه

یک بوسه از رخت ده و یک بوسه از لبت

تا هر دو را چشیده بگویم کدام به

شعر لب بوسه

این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا

ترسم آئینه بدیدن ز تو قانع نشود

شعر درمورد لب و بوسه

از لب شکّرین او بوسه به جان خریده‌ام

ز انکه حلاوتی بود جنس گران خریده را

شعر لب و بوسه و آغوش

دوش در خواب لب نوش ترا بوسیدم

خواب ما به بود از عالم بیداری ما

شعر بوسه و لب یار

از بهر بوسه‌ای که لبت بر لبم دهد

جان را هزار مرتبه برلب رسانده است

شعر طنز لب و بوسه

صدجان بهای بوسه طلب می‌کنی

زخلق دیگر کسی مگر لب خندان نداشته است

شعر در وصف لب

لیکن نداد بر لب من بوسه زانکه یافت

در دیدگان خسته من گور عشق خویش

شعر در وصف لب یار

بر لبت چون یکی حباب شوم

بوسم آن را ز شوق و آب شوم

شعر در وصف خال لب

تا بوسه‌ای به من ز لب دلستان رسید

جانم به لب رسید ولب من به جان رسید

شعری در وصف لب یار

به بوسه‌ای ز لبش دل نمی‌شود سیراب

چگونه تشنه تواند ز گوهر آب گرفت

شعری در مورد لب

در هر سَرت ای عشق، سخن ها به تغزُل

در کوچه و بازار، سخن بر لبِ آب است

شعری در مورد لب یار

به زیرِ بارشِ مهرت، دلم خیسِ تمنا شد

تو از گنجِ درونِ خویش، لبانت را نگیر از من

شعری در مورد لب معشوق

دیگر منتظر کسی نیستم

هر که آمد

ستاره از رویاهایم دزدید

هر که آمد

سفیدی از کبوترانم چید

هر که آمد

لبخند از لب‌هایم برید

منتظر کسی نیستم

از سر خستگی

در این ایستگاه نشسته‌ام!

شعری درمورد لب یار

دستهایم،

چقدر به دست هات می آیند!

به دکمه های پیراهنت!

به قوسِ قَزحِ اندامت!

به این دوستت دارم ها که‌ دانه دانه

روی لبهات می‌کارم!

شعری در باره لب یار

مرا ادامه بده

تا این جاده به آخر برسد

بگذار مِه روی گیسوان من بنشیند

روی لب های تو

روی خاطرات ما

حتی اگر همین فردا

آلزایمر بگیریم

امروز را زندگی کردیم

ای کاش سفر انتهای جهان بود

تا کسی در من مدام نگران نباشد

که باید برگردیم.

آیا روزی دوباره به امروز باز خواهیم گشت؟

چرا همیشه تو را باور می کنم

وقتی هنوز

دروغ های دیروزت را از یاد نبرده ام!

شعری درباره لب یار

تا بر لب تو زمزمه ی عاشقانه هاست

با من هوای غرق شدن در ترانه هاست

شعری عاشقانه در مورد لب یار

به انگشت هایت بگو

لب های مرا ببوسند .. 

 به انگشت هایت بگو

راه بیفتند روی صورتم

توی موهام .. 

شعری درباره لب معشوق

لب هایت که باز می شوند‏

شکوفه های سیب پخش می شوند در هوا..‏

عطر نفس هایت را دوست دارم ‏

ای تعبیر قشنگ تمام رویاها..‏

شعر برای لب

بخند محبوبم

دنیا گاه

به شکل تمشک بزرگی ست

که هر کس

سهمی از سرخی آن خواهد داشت!

گنجشک ها

دست های عابران 

لب های تو

و جای زخم های من…

شعر برای لب و بوسه

تو را خواستن

چشم می خواهد، دارم

لب می خواهد، دارم

دست می خواهد، دارم

پا هم می خواهد، که دارم!

تو را خواستن

بوسیدن می خواهد، بلدم!

آغوش گرفتن می خواهد، بلدم!

عاشقی هم می خواهد، که بلدم!

شعری از لب و بوسه

تو که نمی دانی؛

از آن دهان

با آن لب ها

هر چه بگویی زیباست

هر چه بگویی شنیدنی ست

حتی در سکوت!

شعری نو لب و بوسه

احساسم به تو را چه بنامم؟

دوست داشتن؟

عشق؟

نیاز؟

یا…

نمیدانم!

نمیدانم!

وقتی مجال معنا نمی دهد عطر تنت،

با چشمهایت به لبهام بیاموز کلمات را!

بگو حسی که دارم نامش چیست؟

شعری عاشقانه لب و بوسه

چطور آن همه شب بین موهایت جا دادی؟

چگونه یک سبد بهار در چشم هایت کاشتی؟

چطور این همه عشق روی لبهایت جا شد؟

شعری درباره لب و بوسه

خنده هایت به بهار و لب تو شاخ نبات

در کنارت چه بعید است، کسی پیر شود

شعری لب بوسه

عاشقم من عطش جان تو را می خواهم

بوسه از آن لب و دندان تو را می خواهم

شعری درمورد لب و بوسه

لب های هر دو مان

شبیه به ماهی ست

بیا تُنگ صورتمان را یکی کنیم

با هم که باشند، دور هم می گردند

سرشان به شیشه ی تنهایی نمی خورد

شعری لب و بوسه و آغوش

ای لبانـــم بــــوسه گاه  بوسه‌ات،

خیــره چشمانــم به راه بوسه‌ات…!

شعری بوسه و لب یار

در قایق سرگشته‌ی این ماه هلالی

من هستم و یاد تو و دریای خیالی

این گوشه همان گوشه و این میز همان میز

جای لب تو مانده بر این ساغر خالی.

شعری طنز لب و بوسه

اینکه این روزها

چشم هایت نمی خندند

لب هایت مرا نمی بینند

و دست هایت

در من قدم نمی زنند

یعنی رفته ای…

شعری در وصف لب

همه چیز را که نمی شود نوشت…!

بعضی “دوستت دارم” ها

فقط لب مرا می خواهد و

گوش تو را

که بی فاصله بگویم:

“دوستت دارم”.

شعری در وصف لب یار

از همه خودم

لب‌هایم را بیشتر دوست دارم

چقدر نام تو

رنگ می دهد به لب هایم …

شعری در وصف خال لب

دانا لب تو ، اگر ببوسد

فتوی ندهد که می حرام است

شعر عاشقانه برای لب و بوسه

لب تو

بوسه‌ ی مرا می‌ شناسد

مثل لب حوا

که بوسه‌ ی آدم را

با این تفاوت که

برای حوا

آدم دیگری نبود

و برای تو

آدم‌ های دیگر بسیارند

شعر برای لب بوسه

ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب

هر دم بجام لعل لبت تشنه‌تر شراب

شعر برای لب و بوسه

لب ‌هایت را

بیشتر از تمامی کتاب هایم

دوست می دارم

چرا که با لبان تو

بیش از آنکه باید بدانم ، می دانم

شعر برای لب و بوسه و آغوش

لب ‌هایت را

بیشتر از تمامی گل ها

دوست می دارم

چرا که لب ‌هایت

لطیف تر و شکننده تر از تمامی آن هاست

شعر برای بوسه و لب یار

لب‌ هایت را

بیش از تمامی کلمات

دوست می دارم

چرا که با لب ‌های تو

دیگر نیازی به کلمه ها نخواهم داشت

شعر طنز برای لب و بوسه

می بینم چشمانت را ، لبانت را ، بازوانت را

و تنت را

اما تو کجایی ؟

شعر برای وصف لب

خرم دل آن کس که به رخسار تو دیده ست

یا زان لب شیرین سخن تلخ شنیده ست

شعر برای وصف لب و یار

سه لب کرده دو لب خندان بیکبا
لب کشت و لب جوی و لب یار

شعر برای وصف خال لب

بخوابش دید لب بر لب نهاده
چو شکر بر لب گل لب گشاده

شعر برای وصف لب یار

لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود
بوسه گاه لب رندان لب پیمانه نبود
( تعداد کل: 591 )
   1       2       3       4       5       ...       119    >>